1)مکان :طبقه هفت!!دانشکده پزشکی!!بخش محترم پزشکی اجتماعی!!!سر کلاس
مواد لازم:!!
اینجانبان!دو عدد رزیدنت محترم روان!!
یک عدد استاد !
دو عدد رزیدنت محترم پزشکی اجتماعی!! و
اینترن به تعداد لازم!!!(حدود ۱۰ نفر!)
پلان اول:استاد در مورد طرح بررسی سلامت جامعه افاضاتی میفرمایند!!و سپس همه به گروههای مختلف تقسیم میشوند تا در زمینه قسمت محوله پرسشنامه تهیه کنند!!قسمت سلامت روان هم قرار است ما پرسشنامه تهیه کنیم!!
پلان دوم:استاد از کلاس خارج شده و همه گروهها مشغول تهیه پرسشنامه میباشند!!این رزیدنت روان هم که خیلی بچه!! خوبی !!است هی دارد پرسشنامه درست میکند!!که ما ایشان را اغفال نموده و تقاضای بازی خط نقطه یا کشور بازی!!!....میکنیم!!نهایتا بازی اسم فامیل به تصویب میرسد!!!
چندین دقیقه بعد مسابقه بشدت حیثیتی شده!!و ما تمام توانمان را برای تقلب و جر زدن بکار میبندیم!!!همین که اسم کشور و اشیا!!!را مینویسیم!! با هیجان داد میزنیم:استپ!!!!!!!(stop!!)
ناگهان میبینیم حدود ۲۴ عدد چشم دارد ما را با تعجب نگاه میکند!!!!(حتما تو دلشون گفتن اینها چقدر واسه این پرسشنامه ها جدیت به خرج میدن!!!)
یاد زمانی میافتم که دبیرستان بودیم!معلم زبانمان میگفت رفته بوده یه جایی که دکترها سر کلاس بودن و اون از پشت پنجره دیده تا استاد روش رو میکنه به تخته دکترها با نسخه موشک درست میکنن و واسه هم پرت میکردن!!! ما هم میگفتیم عجب خالی بندی ها !!!!!
2)بیمارستان!!کشیک هستم!توی اتاق رزیدنت کشیک نشستم و دارم تلویزیون!نگاه میکنم !که از اتفاقات زنگ میزنن میگن یه مریض پشت خط هست!!میگم:نه جواب تلفنی نمیدیم میگن:میگه یه سوال داره فقط! میگم خب وصل کنین!!
پشت خط میگه:سلام..........چند بار اومدیم پیداتون نکردیم ...این داروهایی که دادین معجزه کرده!!داروها رو به اتمام هست چی کنیم؟ فردا هم دانشجو هستم باید برم شهرستان....میگم شنبه ها صبح درمونگاهم بیان اونجا ببینم چی باید بکنیم.....
نیم ساعت بعد میگن تو اتفاقات مریض دارین...میرم میبینم همون مریض هست که با مادرش اومده....اینقد جلو اینترن و اکسترنها ازم تشکر میکنن که از رو میرم!!بیمار تحت نظر یه استاد محترم بوده و حالا میخواد بیاد تحت نظر من!!چون من بهترم!!حالا ما اصلا یادمون نمیاد که بیماریش دقیقا چی بوده!!!
۲ روز قبلش هم پدر یه مریض دیگه اومده اخر گراند راند منو پیدا کرده میگه چند بار اومده بیمارستان نتونسته پیدام کنه ...واسم کتاب اورده برای تشکر..پسرش borderline personality disorder یا همون اختلال شخصیت مرزی بود...با مصرف شیشه و توهم و.....
اینجاست که اگه احساس همه توانی یا omniopotenceکنی کلاهت پس معرکه هست...چون فکر میکنی اینا رو تو خوب کردی پس اگه یه مریضی هم خوب نشد اشکال از تو بوده و احساس تواناییت میره زیر سوال و میتونه گاهی اوقات اعتماد به نفس و احساس خوب بودنت رو مختل کنه.....پس!!بچه ها مواظب باشید!!!
(البته حالا میخواستیم از خودمون تعریف کنیم!!!دیدیم ضایعه این جملات معترضه رو اوردیم تهش!!)
3)اکسترن محترم!میگه :میدونین تکه کلامتون چیه؟ میگم نه!!! میگه: تکه کلامتون"خیلی هم خوب!!" هست!!!
به مکالمه احتمالی توجه فرمایید!!
بیمار محترم:اقای دکتر خیلی روحیه ام داغونه من: خیلی هم خوب!!فکر خودکشی هم داری؟ اون:اره !!میخوام خودمو اتیش بزنم من:خیلی هم خوب!!! .....
4)میخواستیم کامنت برتر انتخاب کنیم که دیدیم خیلی بیشتر از کوپنمان حرف زدیم!!!انشااله سری بعد!!!
بدرووووووووووود تا روز دانش اموز!!!و روز مبارزه با استکبار جهانی!!!!!